نوامبر 15, 2009
لزوم لغو اعدام و تعلیق حدود
نوامبر 15, 2009
مدیر دائم الحج
حجت الاسلام شعبانی، امسال هم راهی سفر حج شد.
به گزارش وبلاگ خواهان صلح، هرسال با فرا رسیدن ایام حج، بسیاری از مسئولان، امور مدیریتی را به امان خدا رها کرده و عازم سفر حج می شوند. چنانچه آقایان عازم حج، ملبس باشند به هیچ کس پاسخگو نیستند و هرگز حاضر نیستند این کوپن هرساله را به دیگری هدیه داده یا از آن بخاطر مشغله کاری صرف نظر کنند. “
این گزارش می افزاید، حجت الاسلام حسن شعبانی مسئول سابق اتحادیه انجمن های اسلامی استان آذربایجان شرقی که در دوران مسولیت خود در اتحادیه هرساله به عنوان مبلغ به حج تمتع مشرف می شد، از این جمله است. به عبارت دیگر هر سال که زمان حج تمتع فرا می رسد (سی روز) امور اتحادیه رها می شد تا حاج آقا! از مکه تشریف بیاورند. یکی از جوانان تبریزی در این باره می گوید: “به همین خاطر هم انجمن اسلامی نتوانست جایگاه خود را در مدارس پیدا کند و برای همیشه مظلوم ماند.”

این در حالیست که گمانه زنی می شد بعد از ارتقاء پست ایشان به مدیریت سازمان ملی جوانان استان، حداقل به خاطر مسئولیت رسمی استانی و مشکلات عدیده جوانان استان، از سفر به خانه خدا خودداری کرده و این بار برای رضای خدا هم که شده با استقرار دائم در محل کار خود، به مشکلات عدیده جوانان برسد. علی-و یکی از ارباب رجوع های سازمان ملی جوانان در این باره می گوید: معلوم نیست در مملکتی که همه مسولینش دم از مشکلات عظیم جوانان می زنند و سخن حضرت علی مبنی بر “صدها فرشته بوسه بر آن دست می زنند کزکار خلق یک گره بسته وا کند” را در دفترشان تبلو می کنند، چه کسی باید به کار جوانان رسیدگی کند.”
علی-و می افزاید: “متاسفانه با فرا رسیدن حج تمتع امسال بازهم زمزمه های تشرف! حاج آقا شعبانی به حج به گوش می رسید که اغلب باور نمی کردند در این موقعیت حساس که این همه مسئولین تاکید بر حل و فصل مشکلات جوانان دارند به واقعیت تبدیل شود، ولی در بهت و تاسف همگان باز هم ایشان عازم سفر شدند وما باید یکماه هم چنان منتظر بمانیم تا این حج هم به پایان رسد.”
جالب آنکه سفر حج وی، در آستانه سفر هیئت دولت به استان آذربایجان شرقی به عنوان سفر فرهنگی انجام شده و آقای علی-و در این باره می گوید: “طبیعتا نبود وی به عنوان اصلی ترین متولی امور مرتبط به جوانان استان در جلسات و تصمیم گیریهای دولتی نوعی ظلم در حق جوانان منطقه است.”
نوامبر 14, 2009
در باب فیلترینگ خواهان صلح
متاسفانه وبلاگ بدون اطلاع قبلی مدتی است فیلتر شده. همانطور که برای مخابرات هم نوشتم فکر می کردم اشتباهی شده، اما با پاسخ امروزشان مشخص شد که دست به هدف زده اند! در پاسخ مخابرات آمده که دستور انسداد از سوی” کمیته تعیین مصادیق پايگاه هاي غیر مجاز اینترنتی” ( وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي) صادر شده.
در یکی از بندهای پاسخ مخابرات آمده که هرگونه تغيير در آدرس فيلتر شده يا راه اندازي دامنه جديد با محتواي قبلي، يا راه اندازي سرويس https، تخلف محسوب ميگردد.یکبار این وبلاگ به دلیل پخش فیلم و سخنان عباس پالیزدار فیلتر شده بود، که آن زمان کلی هم به حسین درخشان بخاطر لینک دادن و حرفش مبنی بر اینکه چرا “این وبلاگ فیلتر نشده” فحش دادم، اما کمی بعد وبلاگ با معجزه! رفع فیلترینگ شد.
پ.ن: مدت زیادی است که به دلیل مشکلات سخت افزاری (کامپیوترم خراب شده و هنوز هم درست نشده) کلامی در این وبلاگ ننوشتم، فکر می کردم که وقتی آغاز می کنم از روزهای جدید بنویسم اما…
به هرحال پیش از این وبلاگی درست کرده بودم به نام http://delapaix.wordpress.com/ دلتان تنگ شد آنجا سری به من بزنید.
اکتبر 10, 2009
کامپیوتر ندارم
سلام
ببخشید مدتی نیستم
لپ تاپم خراب شد و تا خرید لپ تاپ بعدی فعلا خداحافظ!
اکتبر 6, 2009
سلطان زمین خواری بازداشت شد
بر اساس این گزارش، نورمحمدزاده سه روز پیش با حکم یحیی میرزا محمدی دادستان عمومی و انقلاب تبریز بازداشت و روانه زندان شد.
وی که ریاست هیئت مدیره شرکت تعاونی مسکن جماران (شرکت متهم به زمین خواری به نام خانواده شهدا و بسیجیان) را بر عهده دارد، به همراه چهار نفر دیگر از اعضای هیئت مدیره و دفتر ریاست شرکت، توسط ماموران اطلاعات و با حکم شعبه 4 بازپرسي تبريز بازداشت شده است.

دکتر مقصود احباب و مهندس علاءالدين نورمحمدزاده در سال 83 به اتهام سوءاستفاده از موقعيت شغلى و تصرف غيرقانونى اراضى شهرى در حدود شش هزار هکتار، با دستور استاندار آذربایجان شرقی از شوراى شهر تبريز اخراج شده بودند. اعضاى فوق هم بلافاصله با تنظيم شكايتى به دادگسترى استان نسبت به اخراج خود اعتراض كردند. قاضى پرونده مذكور، پس از رسيدگى به موارد مورداعتراض، در نهايت طى حكمى ۱۰ صفحه اى در اوايل سال 84، اعضاى سلب عضويت شده را از كليه اتهامات وارده تبرئه كرده و خواستار بازگشت آنان به شوراى شهر تبريز شد. بدنبال بازداشت این افراد که مدعی بودند زمین ها را جهت واگذاری به بسیجیان و خانواده های شهدا تصرف کرده اند، تعدادی از خانواده شهدا و بسیجیانی که فریب احباب و نورمحمدزاده را خورده بودند، در مقابل استانداری تجمع کرده و خواستار آزادی این دو عضو شورای شهر شدند.
اين در حالى بود كه سبحان اللهى، استاندار وقت آذربايجان شرقى با وارددانستن ايرادات قانونى نسبت به حكم صادره در مقابل بازگشت اعضاى فوق مقاومت مى كرد و حتى زمزمه انحلال شوراى شهر تبريز به گوش مى رسيد. اين مخالفت استاندار گرچه با اعتراض جناح مخالف از جمله نمايندگان تبريز در مجلس مواجه شد اما “على اكبر ناصرى” رئيس كل اسبق دادگسترى آذربايجان شرقى طى مصاحبه اى حكم مذكور را حكمى “اعلامى” و نه “اجرايى” دانست. با این همه، آنها موفق شدند به شورای شهر بازگردند. آن زمان دليل موافقت استاندار با بازگشت اعضاى سلب عضويت شده شوراى شهر، پافشاری مجتهد شبستری نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز در حمایت از این زمین خواران و “تقاضاى جمعى از معتمدان و بزرگان شهر تبريز” اعلام شده بود.
“رضا عبادى” فرماندارسابق تبريز در جمع خبرنگاران گفته بود: “تعدادى از بزرگان تبريز طى نامه اى از آقاى استاندار خواسته بودند براى پايان دادن به اختلافات شوراى شهر تبريز كه مغاير مصالح عمومى است، اقدام مساعد جهت بازگشت اعضاى سلب عضويت شده شوراى مذكور را انجام دهد. به همين خاطر دكتر سبحان اللهى با احترام به درخواست آنان با بازگشت نامبردگان موافقت و دستورات لازم را به فرماندارى صادر كرد.
به گفته منبع نزدیک به دادستان، سه تن از روسای دادگاه های تجدیدنظر و دو تن از روسای دادگاه های بدوی بدلیل اخذ رشوه های کلان از علاء الدین نورمحمدزاده متهم شده اند.
گفتنی است، چنانچه پرونده فرد مذکور در دادگاه بررسی شود، این پرونده بزرگترین پرونده زمین خواری کشور خواهد بود.
بسیجیان و خانواده های شهید تبریز با تنظیم شکوائیه ای از اینکه از 6000 هکتار زمینی که در قسمت های مرغوب تبریز به تصرف علاء الدین نورمحمدزاده رئیس شورای شهر تبریز درآمده، چیزی نصیبشان نشده به دادستان تبریز شکایت برده و خواهان استیفای زمین های تصرف شده ملی شده اند. مبلغ ریالی زمین های تصرف شده، چند تیلیارد تخمین زده می شود.
شایان ذکر است نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی در تلاش است وی را از بازداشت برهاند، ولی دادستان تبریز با مقاومت تهدید کرده درصورت آزادی وی در مصاحبه مطبوعاتی همه چیز را افشا خواهد کرد. اینکه شبستری چه رابطه ای با زمین خواران بزرگ کشور دارد، مربوط به زمین های تصرف شده تحت اختیار بنیاد خیریه تبریز است که اتفاقا مبلغ ریالی آن به صندوق ذخایر ارزی جامعه روحانیت مبارز و شبستری واریز شده است.
یادآور می شود وبلاگ خواهان صلح طی دو سال گذشته به این پرونده ها اشاره کرده بود.
در این باره بخوانید؛ فساد اقتصادی متولیان بنياد خيريه مصلي تبريز
جريان احمد جنتي چگونه سيد رضا زواره اي را کشتند؛ زواره ای چرا رد صلاحیت شد؟
همچنین مطالب نام مستعارم رضا شریعتمدار را در اینترنت جستجو کنید.
سپتامبر 14, 2009
سعی احمدی نژاد برای تطمیع علمای مخالف
یکی از نمایندگان روحانی نزدیک به احمدی نژاد سعی دارد رضایت علمای مخالف را جلب کند.
به گزارش خواهان صلح، آیت الله ممدوحی نماینده مجلس خبرگان رهبری و از تهیه کنندگان بیانیه ساختگی مجلس خبرگان و از روحانیون نزدیک به احمدی نژاد که در ایام انتخابات از طرف وی مامور بود به هر طلبه مبلغ 500 هزار ریال برای جلب حمایت پرداخت کند، اخیرا از سوی احمدی نژاد برای بستن دهان آیت الله امجد استاد اخلاق مبلغی بصورت چک تراول تقدیم کرده که در پاسخ استاد امجد، پولها را به سمت وی پرتاب کرده و تاکید کرده: “پول مردم خوردن ندارد.”
سپتامبر 7, 2009
فساد اقتصادی متولیان بنياد خيريه مصلي تبريز
گفتنی است تمامي ماحصل فروش این زمین ها تا کنون به حساب جامعه روحانيت مبارز واريز شده تا در ايام مختلف از آن بهره برداري سياسي کنند. هم اينک گروهي از بسيجيان آذربايجان شرقي با تنظيم شکوائيه اي به مراجع ذي صلاح از جمله دفتر رهبري نظام خواستار تعيين تکليف مصادره زمين هاي ملي توسط بنياد خيريه مصلي تبريز با مسئوليت محسن مجتهد شبستري شده اند که در اثر اعمال نفوذ امام جمعه تبريز از تشکيل پرونده اين موضوع ممانعت بعمل آمده است.
سپتامبر 1, 2009
صدیقی؛ امام جمعه ای که نزد مادرش (مرحوم حاجیه خانم امجد) رفوزه شد
به تازگی همسر استاد امجد درگذشته است. خدا این بانوی دیندار را رحمت کند. زن سالخورده و با ایمانی بودند. از نظر سنی از استاد امجد هم بزرگتر بودند، شاید بیش از 80 سال سن داشتند و استاد از ایشان با کمال میل نگهداری می کرد. حاجیه خانم “امجد” همسر دوم استاد بودند. همسر اول استاد سال ها پیش به رحمت خدا رفته بود.
اما شاید برای خوانندگان این وبلاگ جالب باشد که بدانند، همسر آیت الله امجد که به تازگی درگذشته، چه کسی بوده اند، یا بهتر بگویم چه نسبتی با یکی از مقامات داشتند؟!مرحوم خانم امجد مادر شیخ کاظم صدیقی بودند. نام صدیقی به این دلیل آشناست که حجت السلام والمسلمین شیخ کاظم صدیقی آخرین امام جمعه موقت تهران است.
اما رابطه فرزند و مادری تا یکسال گذشته و تا روزی که شیخ صدیقی مسئولیت دادگاه انتظامی قضات رو برعهده گرفت، خوب بود اما بدلیل رفتارهای تندروانه و سیاسی مآب صدیقی و بدلیل حمایت های نادرست وی از احمدی نژاد میانه مادر و پسر شکرآب شده بود و مادر به نحوی او را از خود رانده بود.
استاد امجد هم هرچند هرگز نکته صریحی درباره شیخ کاظم نمی گفت، اما معتقد بودند که ظاهر و باطن وی یکی نیست. استاد هم میانه خوبی بعد از رفتار و موضع گیری های سیاسی شیخ صدیقی با وی نداشت.

موقعیتی بود تا مختصری درباره شیخ کاظم صدیقی بنویسم؛مدرس اخلاق در برنامه های صدا و سیما
استاد اخلاق و عرفان حوزه علميه قم
از خطبای مشهور تهران و سخنران ثابت مجالس مهديه تهران و هيات رزمندگان اسلام در تهران و ديگر شهرها
رياست دادگاه انتظامي قضات
و اخیرا امام جمعه موقت تهران، از 5 مرداد 1358 كه اولين نماز جمعه پس از انقلاب به امامت آيت الله سيدمحمود طالقاني اقامه شد تاكنون آيات منتظري، خامنه اي، هاشمي رفسنجاني، موسوي اردبيلي، ربانياملشي، مهدويكني، طاهري خرمآبادي، يزدي، امامي كاشاني، جنتي و حجت السلام سيد احمد خاتمي امامت جمعه تهران را برعهده داشتهاند و با صدور حكم آقای خامنه ای، چندی پیش، حجتالاسلام كاظم صديقي نيز در فهرست ائمه جمعه تهران قرار گرفت.
شیخ کاظم اوایل واقعا از مناصب دوری می کرد و به همین علت وجهه خوبی نزد مردم تهران یافت. پس از آن پایش به تلویزیون باز شد و به عنوان استاد اخلاق سخنرانی کرد. اما مثال “سر پیری!” وقتی پایش به قدرت باز شد براییش آنقدر شیرین بود که با صدیقی پیشین تا آنجا که می توانست فاصله گرفت. اینجا حرف استاد استناد پیدا کرد که؛ “ظاهر و باطن شیخ صدیقی یکی نیست!” یادآوری این نکته بد نیست که صدیقی به عنوان به اصطلاح استاد! اخلاقرای به احمدی نژاد را جهاد در راه خدا دانسته و تلویحا رای ندادن به وی را خروج از دین دانسته بود!
باز هم درگذشت بانوی محترم امجد را به استاد، خانواده، دوستان و آشنایان ایشان تسلیت گفته و برای آن مرحوم علو درجات را از خداوند منان خواستارم.
برای اطلاع عزیزان، مجلس ختم آن مرحوم روز جمعه در مسجد ولی عصر (مسجد خوزستانیهای مقیم مرکز) واقع در خیابان خالد اسلامبولی، جنب پارک ساعی برگزار می شود.
آگوست 31, 2009
اختصاصی خواهان صلح؛ احمدی نژاد: این دعوای “آقا” و هاشمی است/مگر رهبری خودشان چقدر رای دارند؟
محمود احمدی نژاد گفت: درگیری های اخیر دعوای بین آقا و هاشمی است و به من ارتباطی ندارد.
به گزارش وبلاگ خواهان صلح به نقل از یکی از حاضرین در نشست، احمدی نژاد که هفته ی گذشته در جمع برخی از اعضای ستاد انتخاباتی خود سخن می گفت، با اشاره به به وجود آمدن درگیری در سطوح مختلف نظام گفت: این درگیری ها ربطی به من ندارد. این دعوایی است بین آقا و آقای هاشمی و آقا من را انداخته اند جلو!
او افزوده گفت: دعوا، دعوای من و هاشمی نیست، دعوای آقا و هاشمی است.
احمدی نژاد همچنین با اشاره به عزل وزارت اطلاعات بدون کسب نظر رهبری، گفته است: در مورد انتخاب وزرا و معاونینم، فقط من تصمیم می گیرم نه هیچ کس دیگر!
در این میان، یکی از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی به احمدی نژاد می گوید: “رای بالای شما به دلیل حمایتهای رهبری، مراجع و ولایت پذیری تان بوده، که احمدی نژاد سخنان وی را قطع می کند و در پاسخ می گوید: “مگر رهبری خودشان چقدر رای دارند؟ مگر مراجع چقدر رای دارند؟ همه ی 24 میلیون به من رای دادند و آرا مال خودم بوده است، نه کسی دیگر! ما به کسی کار نداریم، مهم برای ما آقا (منظور امام زمان) است و ما از ایشان دستور می گیریم.”
آگوست 30, 2009
اختصاصی خواهان صلح؛ آیت الله خامنه ای از شرح جنایات کهریزک بر سر کوبید
کهریزک چرا و چگونه بسته شد؟
سه عامل تعطیلی کهریزک چه بودند؟
دستور آیت الله خامنه ای مبنی بر پیگیری جنایت کهریزک؟
سه عامل اصلی از جمله پیگیری اصولگرایان نزدیک به پدر محسن روح الامینی یکی از کشته شدگان حوادث اخیر که در بازداشتگاه کهریزک تحت شکنجه کشته شده بود، موجب شد که این کمپ با دستور مستقیم آیت الله خامنه ای رهبری نظام تعطیل شود. اما مرگ روح الامینی تنها علت تعطیلی داخائوی ایرانی نبود!
بعد از آزادی برخی بازداشت شدگان کهریزک و شرح بلایا از جانب برخی شاهدین و معتمدین در جلسه ای که رئیس سازمان بازرسی کل کشور در آن حضور داشت، حجت السلام مصطفی پورمحمدی بعد از تایید صحت اخبار فجایع، نامه ی صریح و محرمانه ای به رهبری نظام می نویسد و در آن ضمن آگاهی دادن از برخورد شنیع و غیرقانونی مامورین با بازداشت شدگان، خواستار تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و برخورد با مسئولین و مامورین خاطی می شود. نامه محرمانه مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور که در رسانه ها بدان اشاره ای نشد، موجب شد تا رهبری نظام به شدت تکان خورده و باور کند این سخنان فتنه دشمان و دروغ نیست.
سومین عامل که شاید مهمترین عامل باشد، شهادت یکی از زندانیان نزد آیت الله خامنه ای است. در اثنای ارسال نامه از سوی پورمحمدی به رهبری، شاهدی نیز روانه بیت رهبری می شود. این روزنامه نگار که در یکی از روزنامه های اصولگرا مشغول به کار بوده و هست (از بردن نام معذورم!) برای دادن شهادت نزد رهبری برده می شود. در بدو ورود و پس از سلام و احوال پرسی مرسوم بیت، این روزنامه نگار نمی نشیند. رهبری در حالی که انتظار پاسخی چنین را نداشت، با لبخند از وی می خواهد که راحت باشد و بنشیند که ناگهان روزنامه نگار می گوید به دلیل شکنجه هایی که در بازداشتگاه کهریزک شده قادر به نشستن بر روی زمین نیست. او سپس به شرح شکنجه ها از جمله برخوردهای شنیع و اهانت آمیز مامورین و مسئولین بازداشتگاه با خود می پردازد. رهبری در حین شنیدن مدام بر صورت خود سیلی می زند و وقتی جوان با سختی و به درخواست میزبانان علت عدم توانایی در نشستن مبنی بر تجاوز به وی با باتوم و شیشه نوشابه به دفعات مکرر را با اندوه فراوان می گوید، رهبری با دست محکم بر سر خود می کوبد.
آقای خامنه ای در آن جلسه چنان آشفته می شود که حالت عادی اش را از دست می دهد. گفت و گو با پدر محسن روح الامینی که از فک خورد شده و شکستگی های بدن فرزندش گفته بود، نامه مصطفی پورمحمدی و در همان زمان دیدار یکی از شاهدین برخورد شنیع مامورین و مسئولین کهریزک، موجب شد که آقای خامنه ای همان روز یعنی چهارم مردادماه دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را صادر کند. بازداشتگاه کهریزک دو روز بعد تعطیل می شود.
آقای خامنه ای همزمان دستوری مبنی بر پیگیری “جنایتی” (لفظی که خود ایشان به کار برده است) که روی داده است، می دهد. اما این بار برعکس 20 سال گذشته، مامور پیگیری حوادث را از عوامل سپاه انتخاب نمی کند! به موازات تعطیلی کهریزک، مصطفی پورمحمدی، علی لاریجانی، محسنی اژه ای و صادق لاریجانی در جریان قرار می گیرند تا بدون رسانه ای کردن ماجرا، دستور آقای خامنه ای ماجرا را پیگیری کنند.
عزل و انتصاب های دستگاه قضایی از جمله برکناری مرتضوی و دستور پیگیری حوادث توسط هیئت سه نفره حجج السلام خلفی، رئیسی و اژه ای که هر سه سبقه اطلاعات-امنیتی نیز دارند، زیر نظر مستقیم شیخ صادق لاریجانی ناشی از دستور رهبری مبنی بر پیگیری جنایات اخیر است.
یادآور می شود که آنچه در بالا آمده روایتی است از یک منبع موثق و شاهد. خواهان صلح، رهبری نظام را همچنان که دیگر مدیران کشوری و لشگری، مسئول نه تنها حوادث “جنایت” اخیر که وقایع 30 سال گذشته می داند.